شیوه ایران و آمریکا در سوریه، لیبی و بحرین شبیه است، اما...

وی تاکید کرد: تا پیش از این ایران در تحولات مهمی چون قفقاز، افغانستان، عراق و... توانسته بود در قامت بازیگری تاثیر‌گذار ایفای نقش کند، اما اکنون ضعف در بینش دستگاه سیاست خارجی سبب شده، ایران در تحولات خاورمیانه نتواند آنچنان که باید و شاید حضوری پررنگ و تاثیر‌گذار داشته باشد. او برای تشریح ضعف بینش دستگاه سیاست خارجی به سکوت در قبال تحولات داخلی شریک استراتژیک ایران اشاره می‌کند و معتقد است بر خلاف آنچه اکنون برخی در داخل کشور به آن اعتقاد دارند هرگونه تحول بنیادی در خاورمیانه به نفع ایران است، حتی اگر این تغییرات در کشوری چون سوریه باشد و بازنده اصلی این تحولات بی‌تردید غرب و در راس آن آمریکا و حتی عربستان و اسراییل است. بنابراین به گفته خرازی ترس و نگرانی از تغییرات در منطقه بیهوده است.

همچنین به عقیده خرازی، عدم وجود مناسبات تنظیم شده میان ایران و آمریکا و نداشتن بینش و غالب بودن احساسات بر منطق در دستگاه سیاست خارجی موجب شده است که منافع ایران در تحولات منطقه خاورمیانه تامین نشود. به گفته خرازی، ساختار داخلی ممالک در منطقه ، چه بخواهیم و چه نخواهیم، تغییر کرده یا دستخوش تغییر هستند که این تغییرات یک پیام بیشتر ندارد و آن شکل‌گیری خاورمیانه‌ای جدید است؛ خاورمیانه‌ای که آرزوی ایران بوده و اگر دستگاه سیاست خارجی فعال و پویاتر از این بود، مطمئنا می‌توانستیم در تحولات منطقه تاثیرگذار باشیم و سهم و امتیازات خود را از این تحولات کسب کنیم.
 آمریکا بیش از دموکراسی به دنبال ثبات در خاورمیانه است
 پیش از آن نیز سخنرانان حاضر در این نشست هر یک با طرح موضوعاتی تلاش کردند بحث « آمریکا و خاورمیانه» را هر چند در زمانی کوتاه تشریح کنند.

ابتدا کاظم سجادپور نخستین سخنران این نشست بود که با موضوع « چارچوب مفهومی تحلیل سیاست خارجی آمریکا در منطقه» به ایراد سخن پرداخت و سیاست خارجی خاورمیانه‌ای آمریکا را دارای ابعاد گوناگون تاریخی، فرهنگی، ایدئولوژیک، استراتژیک و امنیتی، اقتصادی و... دانست و عنوان کرد: این کشور از قرن 19 به این سو تلاش کرده مثل همه قدرت‌های جهانی با حضور در خاورمیانه صاحب قدرت شود.

وی اشاره کرد در این زمینه نباید تنها به افسانه‌ها توجه کرد بلکه باید براساس واقعیات پیش برویم. به گفته او، آمریکا در طول این سال‌ها بخشی از خاورمیانه و مسایل مربوط به آن بوده و هست و تقریبا هیچ مساله‌ای در این منطقه نیست که به آمریکا برنگردد. حضور در دو جنگ جهانی، جنگ‌های منطقه و نیز تعاملات استراتژیک با متحدانش در خاورمیانه گویای این مساله است.

این کارشناس مسایل سیاست خارجی آمریکا اضافه کرد: آمریکا همیشه سعی کرده است مسایل پیش‌آمده در منطقه را مدیریت کند. البته این به معنای آن نیست که در همه موارد توانسته آنها را حل کند ولی کوشیده است به نحوی مدیریت کند تا منافع خود را تامین کرده باشد.

به گفته سجادپور اساتید و پژوهشگران آمریکایی همیشه از کاستی دموکراسی در خاورمیانه صحبت کرده‌اند، ولی آمریکا نشان داده که بیش از دموکراسی متوجه ثبات در منطقه است، بنابراین منافع استراتژیک خود را دنبال کرده است. نگرانی آمریکا از مساله ثبات در عربستان و موضوع جانشینی در این کشور جزو مصادیق این نگرش است. آمریکا در عین اینکه می‌دانست کسری دموکراتیک در منطقه وجود دارد، ولی پیش‌بینی انفجار چند ماه پیش خاورمیانه را نکرده بود و با شوک روبه‌رو شد و تاثیر این شوک هنوز نیز در رفتارش مشخص است.
 ایران به دنبال دوستان جدید در منطقه است
 در ادامه دکتر کیهان برزگر، استاد دانشگاه و پژوهشگر ارشد مرکز تحقیقات استراتژیک با موضوع «سیاست جاری آمریکا در خاورمیانه» به ایراد سخن پرداخت و تاکید کرد: یک بحث مقوله تفکر ایدئولوژیک آمریکا نسبت به جهان است که در آن سیاست خارجی آمریکا سعی در حکمرانی بر جهان است. به گفته وی تفکر ایدئولوژیک آمریکا به دنبال اعمال نوعی هژمونی است و بحث حکمرانی جهانی هدف نهایی لیبرالیسم غربی است و تسلط بر جریان‌های فکری همواره در سیاست خارجی آمریکا وجود داشته است که موتور این تفکر باز کردن فضای سیاسی است.

این کارشناس مسایل خاورمیانه معتقد است: در موضوع بهار عرب هم آمریکا به دنبال تسلط خود بر منطقه خاورمیانه است، با این حال آمریکا در این منطقه باید بین ارزش‌ها و منافع خود توازن ایجاد کند. برزگر در ادامه با اشاره به بازیگران منطقه تاکید کرد عربستان شاید بازیگر جذابی در خاورمیانه نباشد اما توانست در یک دهه اخیر موفق عمل کند که نمونه آن بحران عراق است.

به گفته وی عربستان تهدیدی برای ایران نیست اما با لابی‌ها و ائتلاف‌ها می‌تواند نقش ایران را در منطقه ضعیف کند. این استاد دانشگاه پس از بررسی نقش و جایگاه اسراییل، ترکیه و مصر به ایران به عنوان یکی دیگر از بازیگران منطقه اشاره کرده و تصریح کرد: در تحولات منطقه، ایران در جایگاه بازیگر میانه فعال و خنثی بوده است، گو اینکه می‌توانست و باید فعال‌تر از این عمل می‌کرد. به گفته وی حکومت فعلی ایران به دنبال حفظ رابطه با اعراب است و از تنش‌زدایی پرهیز می‌کند و تهران به دنبال دوستیابی جدید در منطقه است.
 زرنگی آمریکا انعطاف پذیری با تحولات است
 آخرین سخنران این نشست نیز دکتر ناصر هادیان، استاد دانشگاه ، پژوهشگر و تحلیل‌گر مسایل ایران و آمریکا بود که با موضوع «اوباما و مساله‌ای به نام ایران» سخنانی را بیان کرد. به گفته وی برخلاف اینکه بسیاری درباره سیاست‌ها و استراتژی آمریکا در خاورمیانه می‌گویند، اما آمریکا هیچ سیاست واحدی در خاورمیانه ندارد. حتی کسانی که حرف از امنیت اسراییل می‌زنند، ویژگی‌هایی که از این نوع رابطه می‌گویند منطبق با ملت‌هاست. آمریکا در هر جایی سیاستی را منطبق با متغیرهای آن منطقه و «نیشن استیت» آن کشور تعریف می‌کند.

هادیان در ادامه در بیان چیستی تحولات اخیر خاورمیانه تاکید کرد: هر کسی نامی به آن می‌دهد. یکی می‌گوید انقلاب است و دیگری می‌گوید شورش و قیام است، یکی می‌گوید درگیری مسلحانه است و... من می‌گویم دقیقا نمی‌دانم چیست. می‌توانم بگویم که هنوز انقلاب نیست. نه در مصر و نه در تونس انقلابی رخ نداده است چون هنوز قواعد همچنان پابرجاست. بنابراین سخت است که به آنها انقلاب بگوییم. شورش هم نیست چون ساز و کارهای شورش نیست. اما اینکه چه می‌خواهند این است که مردم ناراضی هستند. غالبا از وضعیت اقتصادی ناراضی هستند. مردم از اینکه تحقیر می‌شدند خشمگین بودند. برای تظاهرکنندگان آزادی مهم است. از سویی می‌خواهند حکومت‌ها و تحرکات‌شان بومی نیز باشد.

این استاد دانشگاه در باره اینکه چرا این اتفاقات در حال رخ دادن است؟ می‌گوید وقتی مردم پیش‌زمینه خاصی نسبت به مسایل دارند، به مرور تعارضاتی را در ذهن‌شان به وجود می‌آورد که این مساله اعتراض‌هایی را موجب می‌شود که جنبه سیاسی جمعی به خود می‌گیرد؛ چراکه یک طرف دولت است و طرف دیگر مردم معترض. به اعتقاد هادیان نظریه دیگر مربوط به هانتینگتون است. هانتینگتون به نظم سیاسی اشاره می‌کند. آنچه مهم است، نظم سیاسی آینده خاورمیانه است. آنچه می‌بینیم دولت ضعیف و جامعه ضعیفی است که نمی‌تواند نظمی را ایجاد کند. نگرانی من این است که این جوامع به سمت فروپاشی حرکت کنند یعنی چیزی شبیه افغانستان. اگر حکومت‌ها نتوانند نظم را برقرار کنند تهدیدهای امنیتی شدید ایجاد می‌شود. هانتینگتون می‌گوید اگر نهادهایی که وجود دارند، جوابگوی نیازها نباشند، حکومت‌ها بی‌ثبات می‌شوند.

بررسی آلترناتیوهای آینده خاورمیانه موضوع بعدی سخنان هادیان بود که وی یک آلترناتیو را ظهور یک دیکتاتوری جدید به هر وسیله ممکنی دانست. آلترناتیو دیگر به عقیده وی شکل‌گیری حکومت‌های دموکراتیک است، با این حال بر این موضوع تاکید کرد به این مساله چندان خوشبین نیست؛ چراکه وضعیت فعلی جوامع پاسخگوی تشکیل یک حکومت دموکراتیک نیست.

این استاد دانشگاه سپس به نگاه‌ها و عملکردهای ایران و آمریکا در قبال تحولات موجود اشاره کرد و گفت: نخستین پرسش اینکه بر اساس این وضعیت ایران و آمریکا قرار است چگونه عمل کنند؟ به اعتقاد من دیدگاه دو طرف نسبت به وضعیت فعلی با وجود صحبت‌هایشان چندان تفاوتی با هم ندارد. همه آنها می‌دانند که مردم چه مطالباتی دارند، مطالبات اقتصادی و اجتماعی آنها چیست، از این رو به اعتقاد من نگاه‌هایشان چندان فرقی ندارد.

وی در تشریح اینکه دو طرف چگونه در تحولات عمل می‌کنند، گفت: شما ببینید آمریکا در سوریه، لیبی و بحرین چگونه عمل می‌کند، همان شیوه را ما نیز داریم. در مقام عمل هر دو بر اساس «نیشن استیت» عمل می‌کنند. در هر دو حالت این مساله تلفیقی از ارزش‌ها و منافع است. در اینجا زرنگی آمریکایی‌ها این بوده است که طوری سیاست‌ها و استراتژی خود را تلفیق و تدوین کرده‌اند که فورا با تحولاتی که رخ می‌دهد، خود را سازش می‌دهند. مثلا بر سر مصر سه بار مواضع خود را عوض کردند.

هادیان در ادامه به بحث فریمینگ یا چارچوب‌پذیری دو طرف در تحولات خاورمیانه پرداخت و تصریح کرد: آمریکایی‌ها این حرکت‌ها را در قالب اینکه این یک حرکت آزادی‌خواهی و دموکراسی‌خواهی است و هیچ ایدئولوژی خاصی ندارد، می‌برند.

وی سپس به محدودیت‌های این فریم‌ها یا چارچوب‌بندی‌ها پرداخت و تصریح کرد که آمریکایی‌ها به گونه‌ای رفتار کرده‌اند که می‌توانند در هر زمانی انعطاف به خرج دهند در حالی که ما کمتر انعطاف به خرج داده‌ایم؛ در عین حال آنها سعی کرده‌اند خواسته‌های خود را نیز در این چارچوب‌بندی دخالت دهند. در حالی که ما یک چارچوب‌بندی بسیار سختی داریم.

هادیان در آخر تاکید کرد: برای نتیجه‌گیری بحث‌هایم باید بگویم که ما به واسطه تحولات منطقه در حاشیه رفته‌ایم؛ البته عده‌ای می‌خواهند ما را دوباره از طریق بحث پرونده هسته‌ای به مرکز توجه و جنجال‌ها برگردانند که البته تا به حال موفق نشده‌اند، ولی تلاش دارند، موفق شوند، این ایران است که باید به‌گونه‌ای مدیریت کند که به مرکز ماجراها نرسد.

/ 0 نظر / 5 بازدید