مادر دو یتیم در زندان ، به اتهام"سرقت دو بسته گوشت" و دانه درشت ها آزاد و خندان!

چرا به سرقت رو آوردی؟
به خاطر مشکلات مالی. پولی برای تامین هزینه زندگی‌ام نداشتم. هرجایی که برای پیدا کردن کار می‌رفتم از من ضامن می‌خواستند و وقتی متوجه فوت شوهرم می‌شدند، تقاضای غیراخلاقی از من می‌کردند. اما باور کنید من فقط می‌خواستم با فروش بسته‌های گوشت دزدی، پولی به دست بیاورم و هزینه زندگی ۲ فرزند و مادر سالخورده‌ام را تامین کنم.
حرف آخر؟
بله، اشتباه کرده‌ام و می‌دانم آخر خط به زندان ختم می‌شود. اما عاجزانه از مسوولان فروشگاه می‌خواهم از خطای من بگذرند و مرا به خاطر ۲ دخترم و تباه نشدن زندگی آنها ببخشند.

چندی پیش نیز چند خبر درباره دستگیری چند سارق صندوق های صدقات منتشر شد که بعضاً‌ در حد 2 هزار تومان سرقت کرده بودند و ‌فوراً‌ هم دستگیر و به مجازات هایی مانند حبس و شلاق و تبعید محکوم شده اند.

البته سرقت ، سرقت است و کوچکی و بزرگی یک جرم یا خلاف چیزی از زشتی اصل عمل نمی کاهد و نمی توان این انتظار را داشت که به دلیل کوجک بودن این سرقت ها ، قانون نادیده گرفته شود ، اما می توان انتظار دیگری داشت که کاملا به حق  است و سال هاست که مورد انتظار مردم نیز است.

انتظار بسیار ساده است :

حالا که با دزدان یک صندوق صدقات در یک محله کوچک از شهر و یا سارق دو بسته گوشت از یک فروشگاه (که بنا به اعتراف شخص سارق برای تامین هزینه های زندگی فرزندان و مادر سالخورده اش مجبور به انجام این عمل خلاف شده ) برخورد می شود ، انتظار طبیعی این است که با دزدان دانه درشت اموال مردم نیز برخوردی قانونی صورت گیرد و از مسامحه ، اغماض و گروکشی پرونده ها خودداری شود.

آیا کسی که یک صندوق صدقات را خالی می کند بیشتر به مردم و کشور ضربه می زند یا کسانی که میلیارد میلیارد از اموال مردم و از جمله همین زنی که  در فروشگاهی در شهر تهران دستگیر شده ، به جیب زده اند و بعضاً‌هم دارای مناصبی هستند و ککشان هم نمی گزد؟!

سوال را طور دیگری مطرح کنیم:

آیا اساساً یکی از دلیل گسترش فقر در جامعه ، فساد اقتصادی برخی مدیران اقتصادی ، سیاسی و.. نبوده و نیست ؟ و آیا به فرموده بزرگان دین وقتی در جایی تلی از ثروت بادآورده را دیدیم نباید این انتظار را داشته باشیم که تل شدن این ثروت به قیمت آوار شدن فقر روی عده دیگری از مردم همان جامعه به دست آمده است ؟

چه کسی حق آن زن کرمانشاهی را خورده که فرزند معلول خود را با فرغون به مدرسه می برد و بر می گرداند ؟ چه کسی حق آن مادر شهید را خورده که در زیر زمینی نمور زندگی می کند و تازه صاحبخانه جوابش کرده است ؟ و بالاخره چه کسی حق آن مادری را خورده که مجبور می شود آبروی خود را فدای دو بسته گوشت کند تا شاید گرهی از هزاران گره ناگشوده زندگی اش باز شود ؟

ما نمی خواهیم گناه و خطا را لاپوشانی کنیم اما این انتظار را داریم که دستگاه محترم قضایی گریبان آن مادر را رها کند و اگر ادعاهایش درباره تامین معاش مادر سالخورده و دو فرزند دخترش درست باشد ،با اغماض از خطایش ، به داد او نیز برسد و در عوض و به جای آن مادر ، گریبان آنهایی را بگیرد که پرونده تخلفات مالی شان در بایگانی ها خاک می خورد و رسیدگی به پرونده آنهاقربانی توازن قوای سیاسی و گروکشی سیاسی این گروه با آن دسته شده است.

آیا این انتظار ، از یک مردم انقلابی که 33 سال پیش به دلیل فساد و اختناق دستگاه حکومتی  به پا خواسته و کاخ ظلم را ویران کرده اند ، انتظار زیادی است و آیا جمهوری اسلامی که ثمره انقلاب اسلامی است نباید در برابر مفاسد اقتصادی بزرگ و دانه درشت مثل شمشیربرنده و در برابر تخلفات کوچک مردم بخشنده باشد ؟!

/ 0 نظر / 8 بازدید