یادداشت سید محمد خاتمی: ملت از رایی که داده پشیمان است

متن این یادداشت در پی می آید:
 
بسم الله الرحمن الرحیم

ملت رای خود را پس گرفت
دیروز قرار بود مخالفین استبدادها و اختناقها در میدانهای شهدای انقلاب تجمع کنند. و جلوه هائی از استقامت نسل نویی را به نمایش بگذارند. هر کدامتان «روزنامه ای» باشد برای هر خانه ای که خود یک دفتر هماهنگی است! امید آن بود که این « نسل نو » ندای الگوی بزرگ خویش را لبیک گوید و عرصه خیابانها را به فریادی رسا بر علیه «غول استبداد» بدل سازد، فریاد کند که مرجعیتی نمی خواهد ولایتی را به رسمیت نمی شناسد و اسلام را نمیخواهد. امید آن بود که ۱۷ شهریور ۵۹ و ۲۲ بهمن ۵۹ دوباره تکرار شود و صدای « حمایتت می کنیم، حمایتت می کنیم» دوباره در فضا تنین افکنذ.
 
چرا که بر اساس تحلیلهای گذشته دیگر وقت آن رسیده بود که همه چیز با مردم در میان گذاشته شود، «بن بستها» شکسته گردد و مملکت از «بحران عمومی» و «خودکامگی ها» برون آید! اما وقتی دیروز قدم به خیابان انقلاب و میدان شهدا می گذاشتی، همه توطئه (امیدها) را نقش برآب میدیدی. ورق برگشته بود . آسان که بخت برگشته است، جمعیت موج میزد، اما شعارهای دیگر میداد، حرکت بود، شوق و امید بود، خشم و نفرت بود، رقص و پایکوبی بود، نوحه و سینه زنی بود، اما به بهانه ای دیگر. تو گوئی شاه دو باره زنده شده بود و این ملت را از وجود خود و استبداد خویش رنج میداد.
 
به شعارها بنگرید:
 
« اماما، اماما، برای حفظ وحدت، ساکت نشسته بودیم»

« اماما، اماما، جان بفدایت، فرمان بده تا بکنم غسل شهادت»

« تا مرگ شاه دوم، از پای ننشینم»

امام تکلیف شرعی مسلمین که خودشان در جلوی توطئه گران بایستند و با حضور واقعی خود در صحنه مخالفین با اسلام و قانون اساسی و مصوبات مجلس و شورای نگهبان را بر سر جای خود بنشانند و یا به اروپا و امریکا گسیل دارند.
چهره ها دقیقا مشخص شده بود، حنای عوامفریبی‌ها، آزادی‌خواهی‌ها و اسلام‌پناهی‌ها رنگ باخته و با سخنان صریح و کوبنده امام، منافقان از مجاهدان باز شناخته شده بودند.
 
مردم در غالب حزب الله به خیابان‌ها آمده بودند تا تکلیف شرعی خود را در مورد  متخلفین از قانون اساسی و گروهک‌های فاسد، سرمایه‌داران مفسده جو، و آشوبگران به اجرا درآورند. بر موتورها سوار میشد، حرکت می‌کرد، پای می‌کوبید و شعار می‌داد تا منافقان و دشمنان جمهوری اسلامی را در زیر پاهای استوار خود له کند. اما در عین حال از جنگ غافل نبود. به جبهه ها می اندیشید که در آنها یاران همفکرش مردانه می جنگند و شهید می شوند و شعار می دادند:

«ارتشی و سپاهی، دو لشکر اللهی»
حرکت دیروز مردم نشانه یک واقعیت بود، واقعیتی که به هیچروی نمیتوان آنرا انکار کرد. ملت دیروز نشان داد که فرمان رهبر انقلاب را آویزه گوش خود دارد و هر مقامی را که از مسیر اسلام منحرف شود با قیام خود براه راست خواهد کشاند.
 
به بیان دیگر، ملت دیروز با راه پیمائی و شعارهای تند خود نشان داد که رائی که داده است پشیمان است و می خواهد آنرا پس بگیرد. ملت با خروش خود ابراز کرد که رای به شخص نداده، رای به اسلام داده است و مجری قانون اساسی. با بیانی صریح اعلام کرد که شخص پرست نیست و اسلام را می خواهد.

به این شعار توجه کنید:
«همسنگر بختیار، رای ما را پس بیار»

در یک تحلیل ساده ریشه های این روی گردانی ملت را تخطی بخشی از مسئولین از چهارچوب قانون اساسی باید جستجو کرد، چرا که شعار دیروز ملت این بود:
 
«مصوبات مجلس مورد تائید ماست». به عبارت دیگر تا وقتی نهادهای قانونی مملکت مورد قبول باشند و در مقابل مجلس سر تسلیم فرود آید، برای ملت فرقی نمی کند که چه کسی مجری قانون اساسی باشد چرا که «قانون برای نفع ملت و جامعه است، برای نفع اشخاص و گروه ها نیست» مهم آنست که فکر دیکتاتوری در مغزها خطور نکند و نباید که روزی که امام برای اسلام احساس خطر کند و کار از نصیحت و موعظه بگذرد.
 

بنظر ما راهی وجود ندارد جز تمکین به قانون و پوزش از کجرویها و انحرافات گذشته. باید که سر تسلیم به قانون فرود آورد که « انبیا برای قانون آمده اند». مردم اسلام را می خواهند و اجرای قانون اساسی را که خونهای شهیدان است و این را در راه پیمائی عظیم ۱۵ خرداد نشان دادند. حضور دائمی مردم در صحنه نشان داده است که این ملت، رهبر خویش را بخوبی شناخته است و از او تبعیت می کند و هرگز هم حاضر نیست احدی را همطراز را با او تلقی کند. به عبارت دیگر اگر به کسانی احترام میگذارد، این نه بخاطر خود آنهاست، بلکه دقیقآ به نسبت حمایت از رهبری است. امامت و رهبری برای ملت ما اصل است و هر کس در مسیر این امامت که در اطاعت از قانون مجلس می یابد، قدم بگذارد مورد احترام و تقدیر مردم است. این ادعائی است که در باره بسیاری از یاران واقعی امام به اثبات رسیده است.

/ 0 نظر / 9 بازدید